حسادت و ارتباط آن با خودباوری

 

حسادت یک حس درونی است، فردی که به آن دچار می شود، آرزو می کند که کمال و نعمتی که دیگری دارد، از بین برود و هیچ تفاوتی نمی کند که خودش صاحب این کمال و نعمت باشد یا نه.

همانطور که می­ دانید، بنابر متون مذهبی نخستین حسد در روابط انسانی بین قابیل و برادرش هابیل بود. وقتی خداوند قربانی هابیل را پذیرفت و قربانی قابیل را نپذیرفت، انگیزه ای برای کشتن برادر به دست قابیل افتاد.

وقتی فردی به خود باوری نرسیده باشد، معنی زندگی واقعی را درک نکرده و در پوچی زندگی می کند. این شخص خودش و خالق خود را به درستی نمی شناسد و نمی داند چرا به این دنیا آمده و چه هدفی در این دنیا باید داشته باشد. با ارزش های خود آشنا نیست و حالش با خودش خوب نیست. طبیعی است چنین شخصی وقتی در بین افراد دیگر قرار می گیرد و شاهد دستاوردهایی که آن ها به دست می آورند و
ویژگی­هایی که دارا هستند، بدون در نظر گرفتن اینکه خودش صاحب آن دستاوردها یا ویژگی­ها هست یا نه، حالش بد می شود و اینجاست که حسادت شروع به فعالیت می کند. رفتاری که با نیروی محرکه حسادت از شخص بروز می کند در سطوح متفاوتی قرار دارد. می تواند از یک
نگاهِ تحقیرآمیز به مخاطب شروع شود تا کشتن طرف مقابل، همانطوری که در داستان هابیل و قابیل عنوان شد.

حسادت در نهاد همه ما انسان ها مثل میل به گناه وجود دارد، اما تا زمانی که حس حسادت بروز داده نشود، اتفاق خاصی برای فرد نمی افتد و یک زندگی عادی در جریان است. و زمانی که اژدهای حسادت سربلند می کند، زندگی فرد همچون رودخانه ای پر تلاطم، آرامش را از او
می گیرد.

حسادت نشان دهنده این واقعیت است که خودباوری فرد در سطح مطلوبی قرار نگرفته است. گاهی حتی افرادی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستند، درگیر حسادت می شوند. اینجا لازم است بگویم که بسیار ضروری است ما احساسات خود را بشناسیم و آن ها را بپذیریم. درباره آن ها صادقانه صحبت کنیم و اجازه ندهیم این حس باعث بروز رفتاری در ما شود که به روابطمان آسیب بزند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *